اخبارساعت۲۵ http://latary.blogspot.com هفت خط

زنده ياد ابولقاسم حالت

طق آزاد و بيان آزاد است

روح آزاد و روان است

همه جا زمزمه ی آزادی ست

پير آزاد و جوان آزاد است

گله آزاد نباشد ورنه

گرگ آزاد است و شبان آزاد است

در هدف ساختن سينه ی خلق

تير آزاد است و کمان آزاد است

از پی ريختن خون بشر

تيغ آزاد است و سنان آزاد است

اگر از وضع جهان نالانی

ناله آزاد و فغان آزاد است

بر سر خود بزن و نعره بکش

دست آزاد و دهان آزاد است

 

+ شهرام شهیدی ; ٦:٤٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٦ خرداد ،۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()   

صاحبدلان خدا را

صلاحيت زواره ای (عضو سابق شورای نگهبان و مسئول رد صلاحيت های پيشين و کانديدای فعلی رياست جمهوری) رد شد
کدام گزينه درباره خبر فوق صحيح می باشد
الف – خياط در کوزه افتاد
ب – گذر پوست به دباغ خانه می افتد
پ – گهی پشت به زين و گهی زين به پشت
ت – هر سه مورد
+ شهرام شهیدی ; ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ خرداد ،۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()   

جانی

معين رد صلاحيت شد و صلاحیتش دوباره تاييد شد . در این خر تو خری بالاخره یک جانی رييس جمهور می شود
 
رفسنجانی يا لاريجانی
+ شهرام شهیدی ; ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳ خرداد ،۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()   

احمدی نژاد

احمدی نژاد شهردار تهران گفت تا کنون از مرخصی در شهرداری استفاده نکرده است

احمدی نژاد روز يکشنبه در زنجان سخنرانی کرد

احمدی نژاد روز چهارشنبه در بوشهر سخنرانی کرد

احمدی نژاد روز شنبه در اهواز سخنرانی کرد

.

.

.

به اين می گويند شغل . آدم برای به دست آوردن يک شغل نان و آب دار ( رياست جمهوری ) از طرف محل کارش (شهرداری ) برود  سفر و حق ماموريت هم بگيرد . ای بيت المال هـــِـی  

 

+ شهرام شهیدی ; ۱:٠٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()   

شخصيت آخوند در خيمه شب بازی

 

 

نقل از کتاب پژوهشی در " خيمه شب بازی ايران " نوشته يوسف صديق

با همکاری فاطمه داوودی

 

انتشارات نمايش

1383

 

ظاهری پاک و مومن و خداشناس و باطنی موذی و حيله گر و مشروب خوار و قمارباز

در نهايت نمايش خيمه شب بازی به باز شدن مچ ملانماها و برملا شدن حقه بازی هاشان و طرد شدن شان به وسيله مردم منتهی می شود

اين آخوندهای خيمه شب بازی معمولا عروسک هايی نخی هستند . لباس آن ها عبارت از عبا و عمامه و يک تسبيح است

آن ها مدام به زبان عربی صحبت مي کنند . اين شخصيت ها به زن ها علاقه زيادی دارند و در صورت برخورد با آن ها سعی در اغفالشان دارند

 

+ شهرام شهیدی ; ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٤

هويت يک فعال سياسی

می گويند صدا و سيما از يکی از اعضای فرهنگی نهضت آزادی ايران دعوت کرده در يک برنامه تلويزيونی شرکت کند . اميدوارم نام اين برنامه هويت نباشد که قرار شود ايشان سورپايز شده و يکسری اعترافات انجام دهد .

+ شهرام شهیدی ; ٩:٤٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()   

بی سرزمين تر از باد

به روژ ئاکره يی آمده ايران . از سوئد . بعد رفته عراق . کردستان عراق و دوباره ايران سرزمين " به روژ " کجاست ؟ او را عصر سه شنبه در جلسه نقد مجموعه داستانش ديدم (" حسين آبکنار" عزيزم باعث برگزار شدن اين جلسه شده بود ) " به روژ " در اين ديدار جمله ای گفت که خيلی موجز اما بسيار دردآور بود . او وقتی داشت از گذشته اش حرف می زد گفت : " از پناهنده بودن در ايران خسته شدم . به سوئد پناهنده شدم ." شايد منظور " به روژ " از پناهنده بودن واقعا اين باشد که او خود را ايرانی نمی داند اما من فکر می کنم در اين جمله طنزی تلخ نهفته بود . که اگر اينگونه بود بايد اين روزها برمی گشت کردستان عراق . يا ديگر از بودن در ايران لذت نمی برد . نمی دانم منظور او را به خودش واگذار می کنم . برای من مهم اين بود که من " به روژ " را هموطنم ديدم . نه به اين خاطر که فارسی را شيوا صحبت می کند . يا کتابش را در ايران چاپ کرده . "به روژ" هموطن معنای واژه های من است . من و او در کلام در ادبيات در احترام به آدمی و زبان آدمی هم قبيله ايم . من وطن دارم اما آيا در ايرانم آزادم ؟ آيا کلمه من در اين سرزمين حق حيات دارد ؟ نگو ننويس نخوان نبين و نکن آيا از من زندانی ای نساخته که تا جم بخورم بگويند هان چرا پات را از گليمت درازتر کرده ای؟ من ايرانی ام . اما پينوشه را همان قدر منفور می دانم که صدام را و بن لادن را و عرفات را و شارون را . و همان قدر مصدق از احترام برخوردار است که آلنده و گاندی و نلسون ماندلا . واقعا چه فرق می کند که از خواندن حافظ لذت ببرم يا کارور يا براتيگان و شکسپير و فردوسی و مارکز . من طرفدار فوتبالم . پرسپوليس . اما از ديدن بازی آ. ث . ميلان هم لذت می برم . يا چلسی و بارسلونا .برای من ديدن ايفل به اندازه تخت جمشيد جذاب است . يک زن زيبای ايرانی به اندازه يک زن زيبای ژاپنی يا ايتاليايی می تواند مرا به شگفتی وادارد . پس من آيا ايرانی نيستم ؟ می دانيد چه حظی دارد وقتی می دانی ميليون ها نفر همزمان تو تايپ می کنند www. ؟ " به روژ " و " منيرو " چه فرقی برای من دارند ؟ فکر می کنم من هم گاهی در سرزمينم پناهنده ام . تبعيدی ام . وقتی برای چاپ کارم بايد جواب پس بدهم آشنا بتراشم و ... . " سوان " گاهی مرا به تعجب وا می دارد . وقتی می گويد شما ايرانی ها . . . او متولد ايران است اما خودش را ايرانی نمی داند. نديده ام که دلش برای ارمنستان هم پرپر بزند .سوان کجايی ست ؟ ارمنی بودن مليت نمی شود . به ويژه اگر تو ارمنی متعصبی هم نباشی . چرا او ايران را سرزمين خودش نمی داند ؟ شايد يکی اش اين باشد که اين جا به انسان بها نمی دهند اما آن شهروند سوئدی که از جهانی شدن حمايت می کند چه؟ گاهی به کلمه مرز فکر می کنم . ( اتفاقا سوژه بعدی ام برای شعر من و علی مرز خواهد بود ) هميشه از اين که برای چيزی حد و مرز قائل باشند دلم ريش می شود . پس چرا هميشه از وطن با افتخار ياد کرده ام . نمی دانم . به خدا نمی دانم . تازگی دچار اين پارادوکس شده ام و خدا کند زودتر جوابش را بيابم . از " به روژ " دور نيفتم . مجموعه داستان " ما اين جا هستيم " خواندنی ست . خيلی هم خواندنی ست . به ويژه اين که " به روژ " جهانی می انديشد تا بگويد کهپناهنده نيست . به هيچ سرزمين و مکتب و حکومت و مليتی . او پناهنده نيست . ايرانی است حتی اگر خودش را ايرانی نداند . و عراقی ست حتی اگر اين را به زبان نياورد . من و " به روژ " هموطنيم . به خاطر انديشه مان مثل من و سوان . مثل من
و حسين ( آبکنار ) و پری سا و آرتور رمبو و غاده السمان . مثل من و. . . ها
+ شهرام شهیدی ; ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()   

روز معلم

نردبان های آستين حلقه
ناودان های تاتو
يک بالکن به احترام خطيب جمعه شورت پايش نيست
روی ديوارها نوشته اند : " رای ما هاشمی ست "
" تخليه چاه "
" کلاس های تضمينی ِ زبان "
" زبان گوسفند . . . زبان گاو "
" مايکل جکسون چند حالت دارد ؟ "
دنبال اتوبوس می دوم
هفت صبح . . . هفت شب
حامله می شوند زن ها
مثل ِ دماغ ِ . . .
رييس جمهور . . .
چند بخش دارد ؟
نردبان . . . ناودان
يکی به اوج
يکی شره می کند روی روزنامه ها
تبله می کند روی ِ " وبلاگ مورد نظر در دسترس نمی باشد "
اين نردبان مرا به جمعه نمی رساند
همه ی مسيرهای جمهوری مسدود است
معلم ها توی خيابان خوابيده اند
با تختخواب های چندنفره ی ِ تاشو
داد می زنند :
غنی سازی گورهای دو طبقه
غنی سازی پرايدهای هاچ بک
غنی سازی کاندوم با طعم ماتيکو اشانتيون ِ " ترانه پانزده سال دارد

+ شهرام شهیدی ; ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()   

وبلاگ جديد

وبلاگ جديد من:

http://latary.blogspot.com

 

وبلاگ ۷ خط

+ شهرام شهیدی ; ۱:۳٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()   

يک دست دادن ساده

اسرائیل مدعی شد در مراسم تشییع پاپ روسای جمهور ایران و اسرائیل با هم دست دادند

رییس جمهور سوریه و اسرائیل در مراسم خاکسپاری پاپ دست دادند

ولیعهد بریتانیا طی اشتباهی دیپلماتیک در تشییع پیکر پاپ با رییس جمهور زیمباوه دست داد

چه دست دادنی بوده ان جا . هر کی به هر کی رسیده یک دست داده

+ شهرام شهیدی ; ٧:٥۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()   

دعای مردی تنها که با هواپيما ميرفت ( در شرق ۸/۲/۱۳۸۴ چاپ شد)

در اين كشور انجام بسيارى از كارها به خدا واگذار شده است، از نگهدارى عالى قاپو كه به قول رئيس شوراى شهر اصفهان مردم بايد دعا كنند سر پا بماند تا پرواز و فرود هواپيماها. براى مثال وقتى شما تصميم مى گيريد با دوستان يا اهل و عيال يك سفر هوايى به يك منطقه توريستى داشته باشيد در گام اول بايد نسبت به تهيه بليت هواپيما اقدام نماييد. (اگر كارمند دولت باشيد كه با توجه به فيش حقوقى و قيمت بليت هواپيما قيد سفر را زده آخر هفته را در يكى از همين پارك هاى تهران اتراق مى كنيد.) از آن جا كه پيدا كردن جاى خالى در فهرست مسافران و حتى ليست انتظار كاملاً تصادفى و برپايه بخت و اقبال است لذا بايد دعا كنيد در روزى كه مدنظر شماست، بليت گيرتان بيايد. اگر شما آدم خوش شانسى باشيد بليتى در اختيار داريد كه حكم طلا دارد. پس از دريافت بليت هواپيما لازم است در روز موعود چند ساعت زودتر به مقصد فرودگاه راه بيفتيد. فقط دعا كنيد در ترافيك تهران گرفتار نشويد. به ويژه گذرتان به بزرگراه همت نيفتد وگرنه بايد قيد سفر را زده و به خانه برگرديد. به باز شدن گره كور ترافيك توسط افسران راهنمايى و رانندگى هم دل نبنديد. خودروى شيك افسران محترم هم در ترافيك گرفتار شده. بر فرض محال فرض كنيم در ترافيك نمانده ايد و با سرعت در بزرگراه حركت مى كنيد، هيچ به آمار تصادفات شهرى توجه كرده ايد؟ از كجا معلوم شما يكى از صدها نفرى كه روزانه درگير تصادفات رانندگى مى شوند نباشيد؟
دعا كنيد راننده آژانس، تاكسى يا سوارى هاى ديگر باعث به فرودگاه نرسيدن شما نشوند. مدتى بعد شما در فرودگاه هستيد. اگر دير رسيده ايد دعا كنيد پرواز تاخير داشته باشد، اگر زود رسيده ايد دعا كنيد پرواز تاخير نداشته باشد. پس از طى مراحل گوناگون و انجام تشريفات پروازى مى توانيد روى صندلى هواپيما آرام بگيريد. خدا خدا كنيد يك آدم پرچانه بغل دستتان ننشيند چون تا مقصد سر شما را خواهد برد. قبل از اين كه بخوابيد به اين فكر كنيد كه بسيارى از سوانح هوايى جهان درست در هنگام پرواز و اوج گرفتن هواپيما رخ مى دهد، پس قبل از خوابيدن آرزو كنيد يك پرواز بى خطر داشته باشيد. هواپيمايى كه در آن نشسته ايد بالاى سى سال عمر دارد. اميدوار باشيد هواپيما حين پرواز قصد بازنشسته شدن نداشته باشد. در طول پرواز تكان هاى شديد نمى گذارد شما بخوابيد. چه بسا يك فروند هواپيماى ديگر، راهش را گم كرده باشد، يكهو در مسير شما سبز شود و بوم! دعا كنيد اين طور نباشد.
هنگام سرو غذا يك تكان شديد يا افتادن در يك چاله هوايى مى تواند چاى داغ را از كترى اى كه دست مهماندار است بريزد روى سر شما. اين بار ما برايتان دعا مى كنيم اين عذاب نصيبتان نشود.وقتى اين مراحل را گذرانديد به مقصد فكر كنيد. ممكن است هواى مقصد مساعد نباشد، باند فرودگاه مشكلى داشته باشد، ترافيك هوايى سنگين باشد و... به هر حال دعا كنيد اين مسائل باعث بازگشت شما به فرودگاه مبدا نگردد. در طول مسير از خدا بخواهيد هواپيماربايى صورت نگيرد. هيجان برايتان خوب نيست. سفر هوايى خوبى داشتيد. هواى مقصد مساعد است. اقامت خوشى را براى شما آ رزومنديم. هنگام فرود دعا كنيد چرخ هاى هواپيما باز شود، ترمزها عمل كند، بال به زمين برخورد نكند و... ما هم دعا مى كنيم در صورت عملى نشدن هر يك از اين مسائل، بيمارستان هاى شهر شما را پذيرش كنند. اگر هم سالم مانديد كه اگر خدا بخواهد مى مانيد دعا كنيد چمدانتان گم نشده باشد يا اتاق هاى هتلى كه رزرو كرده ايد به كس ديگرى داده نشده باشد.
در طول سفر از دعاى حفظ خانه تان از دست سارقان غافل نشويد. از يك روز مانده به برگشت دعا كنيد پرواز برگشت كنسل نشود.

+ شهرام شهیدی ; ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()   

يک روز تعطيل با ريکله (در شرق ۸/۲/۱۳۸۴ چاپ شد )

ريكله در پايتخت «ماداپارسا» اغذيه فروشى داشت. او پس از مدت ها توانسته بود يك روز در خانه بماند و بى آنكه به نحوه پخت «پيتزاى مخصوص ريكله» فكر كند استراحت نمايد. حدود ساعت هفت شب براى خودش يك فنجان قهوه ريخت. تلويزيون را روشن كرد و نشست روبه رويش. خبرنگار شبكه TNT داشت با رئيس سازمان «پروپيمان سازى هسته زردآلو» مصاحبه مى كرد. ريكله هوس كرد سيگارى بگيراند. از زير مبل بسته سيگار و قوطى كبريت را درآورد. او از وطن پرستانى بود كه همه اجناسش را از توليدكنندگان داخلى تهيه مى كرد. با آن كه سيگار «بينستون» باعث دچار شدن اش به سرفه هاى خشك و كشدار زيادى مى شد اما باز ترجيح مى داد از تنها سيگار توليد كشورش استفاده نمايد. خبرنگار شبكه TNT از رئيس سازمان پروپيمان سازى پرسيد: «جناب رئيس ماهواره هاى جاسوسى برخى كشورها خبر از دستيابى شما به فناورى توليد ماسك هاى ضدگازهاى شيميايى از هسته زردآلو مى دهند. نظر شما در اين باره چيست؟»
ريكله از قوطى كبريت وطنى يك چوب كبريت بيرون آورد. رئيس سازمان پروپيمان سازى گفت: «آيا بايد به همه ادعاهاى ماهواره هاى جاسوسى پاسخ داد؟» ريكله ديد سر چوب كبريتى كه بيرون آورده گوگرد ندارد. آن را در زيرسيگارى فلزى پيش رويش انداخت. خبرنگار TNT دوباره پرسيد: به هر حال شما بايد به افكار عمومى احترام بگذاريد، جناب رئيس شما تاكنون به فكر در اختيار گرفتن اين فناورى نبوده ايد؟
ريكله چوب كبريت ديگرى بيرون آورد. رئيس سازمان پروپيمان سازى گفت: فكر توليد يك چيز با اقدام براى توليد آن زمين تا آسمان فرق دارد. گوگرد سر چوب كبريت دوم سوخته بود. ريكله با تعجب آن را در زيرسيگارى انداخت. خبرنگار دوباره پرسيد: «حالا شما به فكر ساخت اين ماسك ها از هسته زردآلو بوده ايد؟» ريكله چوب كبريت سوم را بيرون آورد. رئيس پروپيمان سازى گفت: «شما ازدواج كرده ايد؟» خبرنگار بى درنگ گفت: نه. رئيس پروپيمان سازى ادامه داد: «تا به حال به  آن فكر نكرده ايد؟» خبرنگار پاسخ داد: «چرا فكر كرده ام.» رئيس لبخند زد و گفت: «پس چرا ازدواج نكرده ايد؟» ريكله چوب كبريت را به زبرى روى قوطى كشيد. خبرنگار جواب داد: خوب فكر كردم دليلى براى ازدواج كردن ندارم.
گوگرد سر كبريت دود خفيفى كرد و روشن نشده خاموش شد. ريكله آن را هم در زيرسيگارى انداخت. رئيس پروپيمان سازى گفت: «پس ديديد كه فكر كردن با عمل كردن خيلى فرق دارد. سئوال بعدى لطفاً.» خبرنگار كه زن جوانى بود ابروهايش را درهم كشيد. دوباره پرسيد: «ولى شما واضح جواب سئوال هاى مرا نمى دهيد. چرا؟» ريكله چوب كبريت چهارم را بيرون آورد. رئيس پروپيمان سازى گفت: «ما هرگز فكر كردن را تكذيب نكرده ايم.» ريكله چوب كبريت را كشيد به كناره قوطى. چوب كبريت از وسط شكست و افتاد روى زمين. خبرنگار TNT كه لب هايش را مى جويد پرسيد: «بالاخره كه چه؟ توليدش را تكذيب نمى كنيد؟»
چوب كبريت پنجم را درآورد. رئيس پروپيمان سازى گفت: خانم شما لازم است پسر بودنتان را تكذيب كنيد؟ اين منطقى است؟
چوب كبريت پنجم از سر به يك چوب كبريت ديگر چسبيده بود. ريكله آمد  آنها را جدا كند كه گوگرد خرد شد و ريخت. خبرنگار TNT گفت: به دوربين نگاه كنيد و به مردم جهان اطمينان دهيد در فكر ساخت اين ماسك ها نيستيد.» ريكله يك چوب كبريت ديگر بيرون آورد. رئيس پروپيمان سازى جواب داد: «ما در فكر كاشت چغندرقند در دريا هم نيستيم. اين را هم بگويم؟»
خبرنگار TNT كه حسابى از كوره در رفته بود پرسيد: «آقاى رئيس شما چرا در يك كلام جواب نمى دهيد؟» ريكله كبريت را آتش زد. جرقه آتش پريد روى انگشتش و باعث شد او دستش را بكشد و باد آن را خاموش كند.
ريكله كانال را عوض كرد و با عصبانيت گفت: «به جاى اين سئوال ها بپرس شما كى مى توانيد يك بسته كبريت مرغوب توليد كنى؟»

+ شهرام شهیدی ; ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()   

فيلتريديم

سلام در برخی سرورها اين وبلاگ فيلتر شده است البته فعلا فقط برخی
چرا نمی دانم

به هر حال رايس وزير خارجه امريکا شد . اگر کورسو اميدی هم به مذاکره بود پر . در جمهوری اسلامی کسی حاضر نيست با يک وزير زن بی حجاب مذاکره کند و به بی غيرتی از جانب کيهان متهم شود
+ شهرام شهیدی ; ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸۳
    پيام هاي ديگران ()   

يبوست

دردش نمی گذاشت دنيا را بی اندازم پايين
توی چاه
يکی شبيه من
به من
و به يکی شبيه من
می خنديد
+ شهرام شهیدی ; ۸:۳٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸۳
    پيام هاي ديگران ()   

پاک کردن صورت مساله

طبق طرح مرکز مشارکت زنان از اين پس خانه داری هم شغل محسوب می شود
به نظر می رسد اين راه حل جديد برای کم کردن آمار بی کاران کشور دنيا را تکان دهد
+ شهرام شهیدی ; ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸۳
    پيام هاي ديگران ()   

ابو عمار

درگذشت ياسر عرفات سازشکار !!! - که سالها با رژیم غاصب جنگید - را به امت هميشه در صحنه تبريک و تسليت می گوييم
+ شهرام شهیدی ; ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸۳
    پيام هاي ديگران ()   

پيهاب

وزير دفاع گفته است ايران می تواند مثل پيکان موشک شهاب ۳ توليد کند
به اميد روزی که هر ايرانی يک شهاب در حياط داشته باشد !!
+ شهرام شهیدی ; ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸۳
    پيام هاي ديگران ()   

کمبود زندان

به نظر می رسد زندانهای ما با مشکل کمبود جا مواجه هستند چون به محض اينکه عده ای نويسنده و وبلاگ نويس زندانی می شوند عده ای قاچاقچی و سارق مسلح سابقه دار آزاد می شوند !!
+ شهرام شهیدی ; ٩:٠٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸۳
    پيام هاي ديگران ()   

فيلتر

یک نویسنده چینی تازه ترین رمانش رااز طریق ارسال اس. ام . اس برای مخاطبانش ارسال کرده است . از کليه پژوهشگران تقاضا می شود از همين حالا در صدد کشف و ساخت فيلترينگ موبايل برای آينده باشند
+ شهرام شهیدی ; ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ آبان ،۱۳۸۳
    پيام هاي ديگران ()   

!!tabrik migi . . . mikhori

yeknafar emrooz be man goft boosh ray avord . avalan ray faghat ma miarim na boosh . bush adaame? ya to adaami ke hey bush bush mikonoo ? az oon lahaz ham ke begi be shoma che marboot ke barande ki shod? footbale? barande shodi ke chi hala inghadr kharj kard bayaad koli zano bachash goshne bashan ke chi be jay mooshak bayad havij mikasht !! in shoraye negahban ham gofta basham sandoghhaye amrica ra begardad . albate man khodam sandogh nadidam hamash posht parda bood !! parde ra ham bezanad biandazad . kafar parde nemikhahad ke . pardeye kafar halal ast va dige harf nadaram olagh !!
+ شهرام شهیدی ; ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸۳
    پيام هاي ديگران ()